|
 
شناسایی نگارنده کتاب
محمد
هاشم فرزند محمد اکرم
فرزند بابه خان فرزند
نصرت شاه فرزند شیرین شاه
سال و محل
تولد: در خزان سال 1293 ه
ش در قریه کهنه باغ رخه
پنجشیر
درجه
تحصیل : بهد از اخذ
تعلیمات مقدماتی در مساجد
مبادی علوم فقه تجوید و
عقاید را فرا گرفته ودر
مکاتب رسمی پس از دوره
ابتدایی و متوسطه از صنف
12 دارالمعلمین ( لیسه
حالیه شبانه) به درجه
اعلی فارغ گردیده و تا
حال در رشته های علوم
دینی تاریخی و جغرافیه
مجله ها روزنامه ها و
ساهر کتبیکه مطابق ذوق و
فهم من باشد مطالعات خویش
را دوام داده و طالب
العلم میباشم.
آثار و
تتبعات : رطب و یا بسی که
تا حال نوشته و یا نشر
کرده ام
شرح حال
140 نفر از زنان مشهور
جهان به نام مشاهیر نسوان
دو جلد
کتاب از آثار گزیده
دیگران
یک دیوان
غزلیات که شامل رباعیات و
قصاید نیز میباشد
کتاب
نگاهی به سر زمین پنجشیر
نظم و
نثرم از سال 1333 ه ش به
صورت پراگنده در روزنامه
های انیس اصلاح بیدار بلخ
و مجله آریانا مجله عرفان
ژوندون و غیره چاپ و نشر
شده که همه نزدم موجود
میباشد و هم در مدیریت
مجلات ریاست کتابخانه های
عامه محفوظ میباشد.
محمد هاشم انتظار اکرمی
1352
سال
مقدمه و اعتذاز
فبل ازینکه شامل موضوعات
کتاب نگاهی به سرزمین
پنجشیر شویم لازم میدانم
که اول معروضه خود را به
حضورقارئین گرامی این
کتاب تقدیم داشته تذکاری
به عمل آریم که معذرت ما
را نادیده نگرفته و با
رنج و مشکلاتی که درین
راه روبرو شده ایم مسبوق
باشند.
از
د
یرگاهی به
خاطر داشتم که کتابی راجع
به پنجشیر نوشته کنم که
حاوی معلومات ثقه بوده
موضوعات مستند و صیحح را
ارائه کرده بتواند.
مگرمتاسفانه راجع به
پنچشیر کدام اسناد تاریخی
موچود نبوده دانشمندان و
ارباب قلم پنچشیر و سائر
نوسندگان در حصه جغرافیای
تاریخی پنجشیر اثری از
خود به یاد گار نگذاشته
ان که ازان به قسمی
استفاده به عمل می آمدو
هم اگر اثری نوشته بودند
به مرور زمان از بین رفته
و موجود نمیباشد زیراتلاش
ما در پیدا کردن چنین
اثری بی نتیجه ماند.تنها
معلوماتیکه به صورت مختصر
درکتب تازی و دری سابقه و
در جراید و مطبوعات حالیه
کشور ما راجع به پنجشیر
نوشته شده جامع نبوده
طوریکه لازم است قابل
استفاده و افاده نمی
باشند.
دانشمندان
محلی هر کتابی را که راجع
به پنجشیر به من معلومات
دادند کتب مذکور را در
کتابخانه عامه کابل
مطالعه کردم و تا جاییکه
لازم بود توانستم برای
گردکردن معلومات راجع به
پنجشیر رفتم و یادداشت
هایی اخذ کردم و از ثقات
ودانشمندان و سالخوردگان
محلی معلومات حاصل کرده و
اندوخته های خود را به
صورت کتاب ترتیب دادم.
این کتاب
که یک جغرافیای تاریخی
افغانستان را روشن میکند
برای قارئین گرامی و نفوس
هکصد هزاری پنجشیر در هر
جایی که هستند معلومات
ثقه و دلچسپی را تقدیم
کرده و از مشاهیر پنجشیر
ذکری به عمل می آورد.
خوبی
دیگر این
کتاب به
زعم من
اینست که
در خود
پنجشیر و
از طرف
یک نفر
پنجشیری
نوشته
شده است
زیرا شخص
محلی و
محیطی
میتواند
نسبت به
اشخاصیکه
از محل
دور
هستند
معلومات
ثفقه و
سالم را
به
پیشگاه
قارئین
محترم
تقدیم
بدارد.
خواهشات و
سوالات مارا راجع به
واقعات تاریخی و سوانح
بزرگان پنجشیر دانشمندان
و بنایر اکثر خانواده ها
به خوبی استقبال کرده
معلومات و یادداشتهای خود
را به دسترس ما گذاشته
مرا تشویق و ترغیب کردند
که ازین مهربانی و کمک
عرفانی شان کمال امتنان
دارم.
شخصیت های
قابل ذکری در پنجشیر
زندگانی کرده اند و ما
اینکه اصلا ازین خطبه
بوده به دیگر جاها نشو و
نما نموده تعلیم و تربیه
حاصل نموده و گذشته اند
مگر تاریخی از زندگانی
شان در دست نیست و هم نام
و نشان شان در زوایای
فراموشی مدفون گردیده
است. برای اینکه نام این
رفتگان در صفحه تاریخ
زنده بماند بعد از زحمات
زیاد و پرسان بی
شمارتاریخ زندگانی اسامی
چندی را بدست آورده شامل
کتاب نمودم و آنها هم
کسانی هستند که در حصه
علم و عرفان و یا در
زمینه کارات قومی نام شان
یاد میشود و مردم آنها را
فراموش نکرده اند.
متاسفانه هر چند کوشیدم
از مردمان قرون حالیه و
ماضیه چندان اطلاعی حاصل
کرده نتوانستم معلومات ما
اکثرا منحصر به مردمانی
میباشد که درین چهارقرن
اخیر پدرود زندگانی گفته
اند. شاید نسبت نداشتن
معلومات برخی از حوادث و
واقعات و سوانح بعضی از
مشاهیر پنجشیر شامل این
کتاب نشده باشد و این کار
قصدی نبوده البته منسوبین
آنها معذرت مارا قبول
کرده از تقصیرات ما در
گذر خواهند شد.
به فحوای اینکه تاریخ
بیغرضانه و از روی قضاوت
سالم نوشته شود چه ستایش
و نکوهش بیجا به حثیت
تاریخ و نویسنده یکجا
صدمه رسانده اهمیت هر دو
را پایان آورده خواننده
را دلسرد میکند و من این
حقیقت در نظر گرفته
واقعات تاریخی و سوانح
بزرگان پنجشیر را
بیغرضانه و بدون کدام
تملق و تعصب نوشته ام
تنها به دور زندگانی
معمولی شان یک تماس مختصر
گرفته نسبت به بدی و خوبی
اعمال شان از قضاوت و
تبصره خود داری نمودم چه
الحمدالله فامیل ها و
نبایرشان در کابل پنجشیر
و سائر ولایات وطن موجود
بوده هر گونه قضاوت و
تبصره بیغرضانه را کسرشان
خانواده خود میدانند.
این کتاب برای کسانیکه در
آینده راجع به پنجشیر
کتاب خوبتری نوشته کنند
مدرک و ماخذ قابل استفاده
خواهد بود.
عبارات و موضوعاتیکه از
کتب تازی اخذ شده بود
آنها را به دری ترجمه
کرده موضوعاتیکه از متون
کتب قدیمه دری یادداشت
شده بود به روش نثرامروزه
تبدیل و شامل کتاب کرده
شد چون پنجشیر جزوی از
پیکر بزرگ افغانستان و در
بین دو شاخه هندوکش واقع
است لازم دیدم که معرفی
مختصری از وطن
عزیزافغانستان و کو بزرگ
آن هندوکش نمایم تا توجه
خواننده گرامی را به
موقیت پنجشیر معطوف نموده
راجع ته پنجشیر و هندوکش
معلومات داشته باشند.
نکته دیگری که تذکر آن
لازم است آن اینست که
درین کتاب دره پنجشیر که
از پای کوتل انجمن و
خاواک تا دالان سنگ
امتداد دارد بنام دره
عمومی پنجشیر و دره
هائیکه از طرف شمال و
جنوب به دره بزرگ پنجشیر
که از شمالشرق به جنوب
غرب ممتد میباشد و منتهی
میشود بنام دره های فرعی
درین کتاب مذکور است و
همچنین دریای بزرگ پنجشیر
که به امتداد دره عمومی
جریان دارد دریای کلان و
سائر دریاهای کوچک دریای
فرعی و یا معاونین دریای
بزرگ پنجشیر نوشته ام
قارئین کرام مسبوق بوده
دچار اشتباه نشوند.
محمد هاشم انتظار اکرمی
پنجشیر
و موقعیت جغرافیایی آن
پنجشیر
از جمله ولسوالی های
ولایت پروان بوده ( البته
آلا پنجشیر از جمله ۳۴
ولایات افغانستان میباشد)
و به فاصله ۱٢۰ کیلومتر
به طرف شمال شرق کابل در
بین دو شاخه جنوبی هندوکش
از شمالشرق به جنوبغرب
موازی به امتداد موقعیت
هندوکش واقع میباشد و دره
های فرعی آن از شمال به
جنوب و از جنوب به شمال
امتداد داشته به دره
عمومی پنجشیر وصل می
شوند.
طول آن
از دالان سنگ تا پای کوتل
انجمن زیاده از ۱٢۵
کیلومتر میباشد. عرض دره
پنجشیر اندازه های مختلفی
دارد که بدون وسایل و
وسایط فنی تعین شده
نمیتواند.
حدود اربعه پنجشیر
پنجشیر از طرف شمال متصل
است به خوست فرنگ و ولایت
تخار و اندراب و از طرف
جنوب به نجراب سنجن و
درنامه و ریزه کوهستان و
از جانب مشرق و شمالشرق
به نورستان و بدخشان و از
طرف غرب به ملک شتل مربوط
ولسوالی جبل السراج. دره
پنجشیر طوریکه در فوق
مذکور است از شمالشرق به
جنوبغرب موازی به موقعیت
کوه هندوکش ممتد بوده
وقتیکه به دالان سنگ
میرسد ساختمان دره
مستقیما به طرف جنوب تغیر
پیدا کرده و اگر کسی از
گلبهار به امتداد جریان
دریا به دره پنجشیر نظر
اندازی کند گمان میکند
دره پنجشیر از شمال به
جنوب امتداد دارد.
وجه و تسمیه پنجشیر
کلمه پنجشیر از آغاز تا
انجام یعنی از دالان سنگ
تا خاواک و پریان و تمام
دره های فرعی و قریه ها
اطلاق میشود و در دفاتر
رسمی مملکت و در محاوره
تمام مردم افغانستان و در
نشرات و مطبوعات وطن به
نام پنجشیر یاد میشود.
مردم پنجشیر را عقیده بر
این است که پنجشیر قبل از
سلطنت آل ناصر یعنی
غزنویان کجکنه یا کجکن
نام داشت و هر کدام از
مردمان چیزفهم و با سواد
به طور عنعنوی میگویند که
زال پدر رستم پهلوان به
فرزند خود توصیه کرده بود
که:
به کجکن مرو ای پسر
زینهار که سم ستورت
شود پاره پار
که دریا پر قهر دارد
وستیز گیاهی
ندارد به جزسنگ تیز
و هم
میگویند که در دوره سلطان
محمود غزنوی بند معروف
غزنی که به بند سلطان
مشهور است آباد میشد.
عاملان سلطان محمود به
دره کجکن برای بردن مردم
برای کار کردن در بند
مذکور آمده بودند مردم
جمع شده پنج نفر را از
بین خویش به قسم نماینده
و کارگر به غزنی
فرستادند. برای اینکه
عاملان سلطان را یقین
حاصل گردد قبل از رفتن به
غزنی در حصه دربند فراج
در راه عام آنوقته این
پنج نفر برا هنر نمایی
خویش سنگ بزرگ کوه پیکری
را به نوک
نیزه
بالا کرده بر سر سنگی که
عدیل سنگ اول بود که تا
حال بنام سنگ سر به سر و
خوارق پنج پیران رحمت
الله علیهم یاد میشود.
این حقیقت است در پنجشیر
فاش از کرامات
ولی غافل مباش
چون این پنج نفر به دربار
غزنی رسیدند سلطان فرمود
چرا باقی اهالی نیامدند
این پنج نفر عرض کردند که
چون منظور سلطان کار است
ما پنج نفر بسیار کار
کرده میتوانیم که سبب
رضائیت و خوشنودی سلطان
شد آنوقت بیل و کدال را
گرفته به صورت حیرت انگیز
آوری کار کردند تا بند
آباد گردید و این پنج نفر
مورد نوازش سلطان قرار
گرفت و سلطان فرمود اینها
پنج شیر هستند و مانند
شیران کار کردند و وظیفه
محوله خود را انجام
دادند.
بهد از این نام شهرت
یافته کجکن یا کجکنه به
دره پنجشیر و باشندگان آن
پنجشیری معروف گردیدند.
وقتیکه این پنج نفر به
دره خویش رسیدند با خود
عهد بستند که در موارد
مشکل و دشوار همدست بوده
جمع شوند کارات به مهشوره
هم انجام داده با همدیگر
یار و مددگار باشند. بعد
ازین این پنج نفر به نام
پنج پیران پنجشیر شهرت
یافتند. هم به طور عنعنه
و تسلسل تا حال روایت می
کنند که حضرات پنج پیران
در کنار دریا پیاوشت مجلس
و داعیه ترتیب داده صرف
طعام نموده بودند و نهال
چناری را به نسبت یاد بود
این روز فرخنده نزدیک به
ساحل غربی دریا غرس کردند
که حالا به صورت چنار
تنوری پا بر جاست و آبادی
های ماحول این چنار را
پای چنار میگویند و از
غرص چنار مذکور تا حال
متجاوز از یک هزار و سی
سال میگذرد.
این حکایت از قرون
پیشتر مانده بر
جا نزد مردم سر بسر
و اما در آثار عموم
جغرافیه نویسان و مورخین
عربی و مآخذ فارسی قرون
وسطی پنجهیر نوشته اند
ازان جمله یاقوت حموی
جغرافیه دان عرب در کتاب
معجم البلدان نوشته است.
بنجهیر شهریست در نواحی
بلخ که دران کوه نقره است
و هم در موقعیت اندراب از
بنجهیر ذکری به عمل می
آورد که نقره معدن بنجهیر
در اندراب آب کرده میشود.
ابن بطوطه در کتاب سفر
نامه خویش نوشته است که:
بعد از عبور از هندوکش
وارد دره شدیم که آنرا
بنجهیر میگویند.
در کتاب حدودالعالم آورده
اند که بنجهیر و جاریه دو
شهریست که دران معدن سیم
است و رودی از میان این
دو شهر میگذرد که در حدود
هندوستان افتد. و مورخین
فارسی زبان به جای بنجهیر
پنجهیر نوشته اند یعنی
عوض حرف با پا تحریر کرده
اند. در تاریخ بیهقی که
به عصر سلطان محمود و
مسعود بسیار نزدیک است
مذکور میباشد:
سلطان محمود محمد لیث را
با نامه نزد ارسلان خان
فرستار که به دولت غزنی
یار و مددگار باشد محمد
لیث از غزنی به راه
پنجهیر برفت.
احمدالله مستوفی در کتاب
خویش نزهت القلوب نوشته
است که پنجهیر او جمله
اقلیم چارم است هوای خوش
دارد حاصلش غله و اندک
میوه است و برای پنجهیر
بیتی می آورد:
به کنغالگی رفته از
پنجشیر رمیده از
و مرغکی گرم سیر
در تزک بابری مذکور است
که: تومان پنجشیر بر سر
راه واقع است کافرستان
بسیار به آن نزدیک است در
اکثر کتب قبل از بابر و
بعد ازان به جای پنجهیر
پنجشیر نوشته شده است
نظریه دانشمندان برین است
که اصلا پنجهیر بوده و به
مرور زمان آهسته آهسته در
اثر محاوره تحریف شده و
به پنجشیر تبدیل گردیده
است و حرف شین جا ه را
اشغال کرده است و برخی از
علما و دانشمندان را
عقیده بر اینست که پنجشیر
بعد از معامله در
رویدادهای بند غزنی در
عصر سلطان محمود به نام
پنجشیر یاد میشد چون در
لغات عرب پ و کلمه شیر
موجود نیست مورخین عرب
آنرا بنجهیر نوشته اند.
خاواک و دره پنجشیر
خاواک از حثیت موقعیت
جغرافیایی و کیفیت سطحی و
عبور و مرور دایمی در
زمان گذشته با اینکه لیل
و نهاری را گذشتانده به
قرار شواهد تاریخی نام
آوران بزرگ فاتحان و
سیاحان متقدر دنیای ماضی
ازین راه عبور کرده اند و
تا جاییکه ماخذ ما یاری
میکند به ذکر اسامی شان
میپردازیم.
در بهار سال ۳٢۷ ق م
اسکندر مقدونی قبایل کوهی
بدخشان را تابع ساخته و
از کوتل خاواک گذشته به
اسکندریه زیر قفقاز هندی
یعنی اوپیان رسیده ساتراب
آنجا را که از خود کفایتی
در کارها نشان نداده بود
معزول و عوض آن شخص دیگر
را مقرر کر و خود دریای
پنجشیر را گرفته به
استقامت جریان آن به طرف
هند رفت.
هیوان تسنگ سیاح چینی در
سال ۶۳۰م نورستان را
سیاحت کرده چار یا پنج
سال بعد از سفر اول خویش
باز از چین بر آمده و
منظور او داخل شدن در
تخارستان امروزه بوده
مذکور ازراه دره پنجشیر
بالا شده کوتل خاواک را
عبور نموده بعد از پنج
روز بانتا پارا اندراب
امروزه رسیده از آنجا به
سفر خود ادامه داد.
ابن بطوطه سیاح طنجی از
کوتل خاواک و دره پنجشیر
به طرف کابل و چرخ لوگر و
غیره جاها به سفر خود
ادامه داده بود و در کتاب
سفر نامه خویش مینویسد که:
در اثنای عبور از هندوکش
گی شتران خویش را پوست
بسته بودیم تا در انبار
برف گور نروند و این کوتل
را از اخیر شب تا غروب
آفتاب قطع کردیم و وارد
دره ای شدیم که آنرا مردم
به نام پنجهیر
یاد میکنند.
تیمور کورگان در سال ۸۰۰
ه ق بنای هجوم را به هند
گذاشت مردم اندراب برای
دادخواهی از قبیله کتور
سیاه پوش کافرستان به
حضور وی شتافتند تیمور از
راه منحرف شده کوتل خاواک
را عبور کرده و از راه
پنجشیر به کافرستان هجوم
برد بعد از گوشمالی آنها
به یک اندازه فتوحات از
راه خاواک مراجعت نمود و
بعدا از راه پنجشیر و
گلبهار وارد بگرام و کابل
شد.
خرقه مبارکه حضرت رسول
کریم صلی الله علیه وسلم
در سال ۱۱۸٢ ه ق به امر
احمد شاه درانی ذریعه
وزیر شاه ولی خان از فیض
آباد بدخشان به کندار
انتقال داده شد خرقه
مبارک کوتل خاواک و دره
پنجشیر را عبور کرده در
هر حصه پنجشیر که گداشته
میشد حصص مذکور بنام شاه
مردان یاد میشود.
چون به کوهستان شمالی
کابل رسیر بنابر ازدحام
مردم متولیان به امر وزیر
شاه ولی خان خرقه مبارک
را دو سه روز درنگ داده
بعد آهنگ منزل دیگر
میگردند تا که خرقه
مبارکه به کابل رسید و در
دامنه کوه علی آباد چند
روز توقف داده شد.
در سال ۱۲۸۴ه ق امیر شیر
علی خان با فیض محمد خان
برادر خویش با تجیهزات
عسکری از ولایت بلخ آمده
کوتل خاواک را عبور کرده
و خود امیر موصوف در
بازارک پنجشیر فروکش کرده
و سردار فیض محمد خان در
نزدیک یک چشمه الله
دادخان کوهستانی با سردار
عبدالرحمن خان جنگ کرد و
از اثر گلوله توپ طرف
مقابل کشته شد بعد از
کشته شدن فیض محمد خان
امیر شیر علی خان دوباره
از خاواک گذشته به صفحات
شمال مملکت رفت و از آنجا
به هرات مراجعت کرد.
سید عالم شاه خان ولد سید
عبدالحمد خان گادشا اسبق
بخارا در سال ١۳۳٩ ه ق
مطابق ۱۲٩۸ ه ش از هندوکش
به راه خاواک گذشته واز
طریق دره پنجشیر وارد
کابل شد در قلعه فتوح
چاردهی کابل برایش اجازه
سکونت داده شده بود.
ادامه دارد.... |